تله پاتی به این واقعیت اشاره دارد که دو نفر از پنج حس سنتی بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لمس استفاده نمی کنند، بلکه از «حس ششم» برای انتقال اطلاعات تفکر و احساس استفاده می کنند. روانشناسان برای اثبات وجود تله پاتی، نوعی «آزمون جهانی ادراک فوق حسی» را طراحی کردند: اجازه دهید A تصویر را تماشا کند، و سپس A تنها می تواند از ذهن خودش برای ارسال آنچه به B می بیند استفاده کند؛ ماسک چشم B یک سرپوش بپوشید و گوشی های تک رنگ روی گوش هایتان بپوشید. مطمئن شوید که از احساسات سنتی برای دانستن اطلاعات A استفاده نمی کنید. سپس یک عکس بر اساس آنچه شما فقط در مورد فکر می کردم. یکی از چهار عکس را انتخاب کنید و ببینید که آیا می توانید عکسی را که A ژانگ-در نتیجه می بیند انتخاب کنید، میزان انتخاب B تنها کمی بالاتر از کوری تصادفی بود و آن کمی ناشی از نقص های روش تجربی بود. آزمایش های دیگر به A اجازه می دهد تا پخش زنده B را از طریق تلویزیون مدار بسته تماشا کند، در حالی که نظارت می کند که آیا فعالیت عصبی B تحت تأثیر قرار می گیرد یا خیر، و همین طور. این مطالعات هنوز هم نمی توانند وجود تله پاتی را تأیید کنند و نه می توانند مکانیسم آن را توضیح دهند.
آزمایش گانزفلد چندین دهه است که انجام شده است، و هنوز وجود تله پاتی را ثابت نکرده است.
مشاهده از راه دور که با نام های "Clairvoyance" و "Tianyantong" نیز شناخته می شود، به جمع آوری اطلاعات در مورد اشیاء، مکان ها و افراد دور اشاره دارد. به عنوان مثال برخی آزمایش ها بیش از صد عکس دریافت می کنند و سپس به طور تصادفی یکی را از آن ها خارج می کنند و در جای دور قرار می دهند و سپس اجازه می دهند افرادی که از قبل نمی دانند نمی توانند عکس ها را ببینند.
روانشناسان بر این باورند که روش های انتقال اطلاعات فراطبیعی وجود دارد و سوژه ها تمایل دارند عکس های درست را حدس بزنند. با این حال صدها آزمایش از این دست انجام شده است و به نتیجه قابل قبول علمی نرسیده است. بسیاری از آزمایش های رصد از راه دور محتوای «پروژه دروازه ستارگان» است که توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا آغاز شده است. آن ها می خواستند از کارکردهای ویژه بدن انسان برای انجام فعالیت های جاسوسی استفاده کنند، اما کل پروژه در سال ۱۹۹۵ شکست خورد و به یک خنده شبه علمی تبدیل شد.
با قلب رفتار ميکني؟ اگر بخواهید چه اتفاقی می تواند بیفتد؟ این موضوع در کتاب پرفروش «اسرار» روانشناسی آمریکا اعلام شده است؛ در گذشته، بسیاری از "افراد فراطبیعی" که خم قاشق را از طریق ذهنی "قدرت ذهن" وجود دارد-این عمل معنوی است. تجهیزات تجربی خودکار، مانند رایانه ها، آزمایش تعامل فکر و ماده را امکان پذیر می کنند. روانشناسان از سیگنال های نویز تابش الکترومغناطیسی برای تولید اعداد تصادفی استفاده می کنند، و سپس اجازه می دهند مردم از قدرت ذهنی برای اعمال نفوذ استفاده کنند. به عبارت ساده تر، آنها از ذهن خود برای تلاش برای تغییر احتمال ظاهر شدن یک تلنگر سکه سر یا دم استفاده می کنند. اگرچه روانشناسان به این نتیجه رسیدند که ذهن اثر «کمی» دارد، اما به سرعت کشف شد که خطایی است که ناشی از تمایل آنها به رسیدن به نتیجه مورد نظر است.
تجربه نزدیک به مرگ به تجربه برخی افراد اشاره دارد که تقریباً جان خود را از دست داده اند، حتی کسانی که طبق استاندارد مرگ بالینی «مرده» شده اند، و پس از زنده بودن یادآور شدند. محتوای معمولی این است: احساس اینکه مرده اند و روح شان بدن خود را ترک کرده است، بالای بدن شناور است، می تواند چیزهای اطراف را ببیند، به سمت بالا به یک گذرگاه باریک رانش کند، با بستگان یا ارواح دیگری مواجه شود که در گذشته اند، پرتوی از نور یا بدن نورانی را می بینند و در نهایت روح با اکراه به بدنش با برمی گردد. دانشمندان کشف کرده اند که بسیاری از افراد به اصطلاح «مرده» در واقع دچار بیماری هایی می شوند که به اندازه کافی جدی نیستند تا جان خود را تهدید کنند. با توسعه فناوری احیای قلبی، افراد بیشتر و بیشتری تجربه های نزدیک به مرگ دارند. روانشناسان ادعا می کنند که این مدرکی بر وجود روح پس از مرگ است، اما بیشتر دانشمندان معتقدند که این ها چیزی بیش از توهم نیستند و در طول بیماری شدید به ایشمی مغزی مربوط می شوند. مطالعه ای از سوی دانشگاه نیومکزیکو در ایالات متحده دریافت که تجربه نزدیک به مرگ مربوط به ترشح دی متیل تریپتمین از گلود کاج مغز است.
زندگی گذشته تناسخ ایوان استفنسون، یک روانپزشک در دانشگاه ویرجینیا در ایالات متحده آمریکا، بیش از ۲۵۰۰ کودک را که ادعا می کردند خاطراتی از «زندگی های گذشته» دارند، مورد بررسی قرار داد و سپس به بررسی آشنایان متوفی توسط کودکان پرداخت و دریافت که برخی از جراحات مرگبار مرده مربوط به علامت تولد یا نقایص هنگام تولد بر روی بدن کودک، او فکر می کند که «تناسخ» ممکن است ، اما اون نميتونه شواهد کافي بيشتري توليد کنه . همین موضوع برای مطالعات مشابه دیگر نیز صادق است که نمی تواند قانع کننده باشد. جامعه علمی بر این باور است که نظریه زندگی قبلی شبه علم است.
