سازگاری زمانی سیاست اقتصادی

Dec 23, 2020

بهترین سیاست اقتصادی بر انتظارات و تصمیمات سرمایه گذاران و مصرف کنندگان تأثیر می گذارد و تصمیمات سرمایه گذاران و مصرف کنندگان منجر به عدم موفقیت در سیاست می شود ، در نتیجه سیاست گذاران را مجبور به اصلاح سیاست می کند و نتیجه اصلاحات بهترین نتیجه است. . در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 ، اقتصاد سنتی در اصطلاح&متولد شد ؛ Phillips Curve&؛ معتقد بودند که تنها راه کاهش بیکاری اجرای سیاست های تورمی بالا است. با این حال ، در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 ، این نظریه زیر سوال رفت.

در سال 1977 ، كیدلند و پرسكوت مقاله ای را منتشر كردند كه استدلال می كرد اگر سیاست گذاران اقتصادی توانایی تصمیم گیری خاص خاص را از قبل نداشته باشند ، آنها اغلب سیاست هایی را تدوین می كنند كه منجر به افزایش تورم شود. آنها به طور خاص یکی از مشکلات رایج در تصمیم گیری اقتصادی را ذکر کردند: مسئله انسجام زمان.

هسته اصلی مسئله انسجام زمان این است: پس از هزاران انتخاب ، سرانجام یک سیاست اقتصادی معرفی می شود. پس از معرفی سیاست ، بر انتظارات خانوارها و شرکت ها از این سیاست تأثیر می گذارد. وقتی این انتظارات به اقدامات واقعی تبدیل می شوند ، بهترین سیاست ها در نظر گرفته نمی شوند. به این ترتیب سیاست گذاران اقتصادی تغییراتی در تصمیمات خود ایجاد می کنند ، اما بهترین سیاست کنار گذاشته می شود. چنین نتایجی چندان ناشی از اهداف سیاستگذاران اقتصادی نیست که با اکثریت قریب به اتفاق مردم متفاوت باشد ، بلکه بیشتر ناشی از محدودیتهای مختلف سیاستهای اقتصادی در زمانهای مختلف است.

مسئله سازگاری زمانی بخصوص به طور کامل در سیاست های پولی منعکس شده است. فرض کنید هدف سیاستگذار&# 39 تورم ناچیز باشد و این سیاست را علنی کنید. بیشتر فرض کنید چنین سیاستی منجر به انتظارات تورمی پایین و افزایش اندک دستمزدها شود. وقتی این اتفاق بیفتد ، ناگزیر سیاست گذاران را وسوسه می کند تا سیاست های تورمی بالاتر را اجرا کنند ، زیرا این امر می تواند در کوتاه مدت بیکاری را کاهش دهد. فین کیدلند و ادوارد پرسکوت معتقدند که چنین وسوسه ای باعث می شود اقتصاد در تورم بالا قرار بگیرد و نتواند خود را از بین ببرد و این به حل بیکاری کمک نمی کند.

دومین سهم عمده کیدلند و پرسکات ، تجزیه و تحلیل نیروهای محرک چرخه تجارت است. نتایج این تحقیق دیدگاه افراد&# 39 را درباره دلایل چرخه تجارت تغییر داده است. اما مهمتر از همه ، روش آنها مبنایی را برای گسترش تحقیقات چرخه تجاری فراهم می کند.

چرخه تجارت: نوسانات واقعی توسعه فناوری باعث تغییر در تولید ناخالص داخلی ، مصرف ، سرمایه گذاری و ساعت کاری شده است. انتظارات خانوارها و شرکت ها از مصرف ، سرمایه گذاری ، تأمین نیروی کار و بسیاری از عوامل دیگر بر تغییرات چرخه تجارت تأثیر می گذارد. قبل از دهه 1980 ، اقتصاددانان در حال مطالعه رشد بلند مدت و نوسانات اقتصاد کلان کوتاه مدت به عنوان دو پدیده به طور جداگانه بودند و آنها از روش های مختلفی استفاده کردند. رشد درازمدت توسط کل تأمین تعیین می شود و توسعه فناوری نیروی محرکه آن است. چرخه تجارت در نظر گرفته می شود که توسط برخی از عناصر کل عرضه پیرامون روند رشد بلند مدت ایجاد شده باشد. هیچ ارتباط واقعی بین این دو دیدگاه وجود ندارد.


ارسال درخواست