نظریه جدید چرخه کسب و کار و سیاست اقتصادی

Dec 23, 2020

رابطه نیروی محرکه چرخه کسب و کار با طراحی سیاست های اقتصادی همواره زمینه مهمی از تحقیقات اقتصاد کلان بوده است. فین کیدلند و ادوارد پرسکات کمک های اساسی به این زمینه های مهم، نه تنها برای تجزیه و تحلیل اقتصاد کلان، بلکه برای شیوه های سیاست پولی و مالی بسیاری از کشورها انجام داده اند.

نظریه اقتصادی سنتی: عمدتاً نوسانات اقتصاد کلان را به تغییرات تقاضا نسبت می دهند؛ تحلیل سیاست اقتصادی بر توضیح این موضوع تمرکز دارد که چه سیاست های پولی و مالی باید برای جبران نوسانات تقاضا اجرا شود، اما تقریباً هیچ به توضیح عملیات سیاست اقتصادی واقعی اختصاص ندارد. تا سال های ۱۹۷۰ میراث کینز و افسردگی بزرگ بر مطالعه چرخه های کسب و کار و سیاست های ثبات حکومت می کرد. اقتصاددانان نوسانات اقتصاد کلان را عمدتاً به تغییرات تقاضا نسبت می دهند.

در دهه ۱۹۷۰ کاستی های تحلیل زودهنگام به طور فزاینده ای آشکار شد. سیاست تثبیت مبتنی بر تئوری های موجود به هیچ عنوان نمی تواند به هدف سیاست اقتصادی دست یابد. اقتصاد جهان غرب همواره در حالت رکود - بیکاری و تورم همزیستی داشته است، اما تئوری های غالب نمی توانند این موضوع را توضیح دهند. در عین حال نوسانات اقتصاد کلان نه تنها به دلیل نوسانات تقاضا بلکه به طور فزاینده ای روشن می شود. نقش نوسانات عرضه در چرخه کسب و کار برجسته تر شده است. در دو مقاله مرتبط که در سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۲ منتشر شد، فین کیدلند و ادوارد پرسکات روش های تحلیل جدیدی را برای توسعه اقتصاد کلان ارائه کردند.

در سال ۱۹۸۲ کیدلند و پرسکات مقاله ای را برای بررسی کامل این پدیده منتشر کردند و پایه ای خرد اقتصادی برای تجزیه و تحلیل چرخه کسب و کار کلان گذاشتند. در مدل چرخه کسب و کار خود، نوسانات واقعی توسعه تکنولوژیک باعث تغییر در تولید ناخالص داخلی، مصرف، سرمایه گذاری، و ساعات کار شده است و انتظارات خانوارها و شرکت ها از مصرف، سرمایه گذاری، عرضه نیروی کار، و بسیاری از عوامل دیگر تاثیر دارد. تغییرات در چرخه کسب و کار. مدل آن ها به طور گسترده ای در اقتصاد کلان مدرن مورد استفاده قرار گرفته است.


ارسال درخواست