دمای سحابی فقط ده K است ، چگالی 10-20 ~ 10-8g / cm3 و دمای مرکز نسبتاً زیاد است. پس از فرو ریختن سحابی ، درخشندگی و دما به شدت افزایش یافت و خورشید را در مرکز دیسک سحابی تشکیل داد. مواد دیگر در فواصل مختلف از خورشید اولیه به تدریج در سیاره هایی با ترکیبات شیمیایی مختلف متراکم می شوند. سیارات و قمرها در اثر جمع شدن سیارات در مناطق مختلف از خورشید تشکیل می شوند.
سحابی خورشیدی ابر گازی است که توسط منظومه شمسی که در آن زمین قرار دارد تشکیل شده است. این فرضیه سحابی برای اولین بار توسط امانوئل سوئدبورگ در سال 1734 مطرح شد. در سال 1755 ، كانت كه با كار سوئد بورگ آشنا بود ، این نظریه را بیشتر توسعه داد. وی معتقد بود که با چرخش آهسته سحابی ، به دلیل گرانش ، گاز ابر به تدریج فرو ریخته و به تدریج مسطح می شود و سرانجام ستارگان و سیارات را تشکیل می دهد. . لاپلاس نیز همین مدل را در سال 1796 پیشنهاد داد. اینها را می توان کیهان شناسی اولیه دانست.
در آغاز ، این تنها برای نظریه تشکیل منظومه شمسی قابل استفاده بود. پس از کشف بیش از 200 منظومه شمسی بیرونی در کهکشان ما ، نظریه پردازان معتقدند که این نظریه باید در شکل گیری کهکشان ها در کل جهان قابل استفاده باشد.
